تبلیغات اینترنتیclose
برگ زردی در بهار(مسعود فرد منش)
پیچک ( مسعود فرد منش)
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 16 آبان 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

برگ زردی در بهار

**
 
برگ زردی در بهار
دیدم و بی اختیار
شکوه کردم از بهار
گریه کردم زار زار


**

شکوه ئ ما نابجا بود از بهار?
یا خدایا ظلم کرده روزگار?


**

ما در این پیچ و خم اندیشه ها
در پی پیدایش این ریشه ها
ما در این پیچ و خم افکار خویش
در پی کاری بجز بازار خویش
***

ناگهان شوریده حالی سینه چاک
گویی که از عشقی هلاک
آمد ، رسید از گرد راه
معصوم و پاک و بی گناه


**

آری ، نسیمی آشنا
آمد و پیش چشم ما
رفتند در آغوش هم
دیوانه و مدهوش هم
رفتند و ما در حیرتیم
در زیر بار منتیم
شرمنده ایم از روزگار
بیچاره بود چشم انتظار

**

شکوه ئ ما نابجا بود

 از قرار کی خدایا ،

 ظلم کرده روزگار

 

مسعود فرد منش

برچسب ها : ,

موضوع : برگ زردی در بهار 1, | بازديد : 231