تبلیغات اینترنتیclose
مسافرِ شهرِ غمی،(مسعود فرد منش)
پیچک ( مسعود فرد منش)
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 16 آبان 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

غریبه

**

 

مسافرِ شهرِ غمی،

 غریبی مثلِ خودمی
تو صورتت پر از غمه،

غصه داری یه عالمه
دوست داری دردِ دل کنی،

 دلت گرفته از همه
غریبه توی غربت
نگی چی شد محبت
بگی میگن دیوونست
حرفاش چه بچه گونست
تقصیرِ آدما نیست
این همه درد دوا نیست
آبه و نون و نفس
کجا اومدی ؟ تو قفس !
تو هم مثلِ همه ی ماها،

سرِ دو راهی موندی و
دل رو به دریاها زدی،

 گفتی غریبی بهتره
واسه همه در به درا،

 این دیگه راهِ آخره
تو شکو توی تردید، چشمات

 کجا رو می دید ؟

 

مسعود فرد منش

برچسب ها : ,

موضوع : ترانه ها بخش دوم, | بازديد : 460