تبلیغات اینترنتیclose
رو تابلو های جاده ها سر گذر پیاده ها(مسعود فرد منش)
پیچک ( مسعود فرد منش)
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 16 آبان 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

رو تابلو های جاده ها سر گذر پیاده ها
برات پیغوم گذاشتم که هیچکسو تو دنیا
قد تو دوست نداشتم

واسه یه دنیا آدم یکی یکی نامه دادم
از تو که بودی عشقم واسهء همه نوشتم

 


بیابونا میدونن آسمونا میدونن
جنگل و کوه و صحرا حتی اونا میدونن

 


حتی اونا میدونن
واست پیغوم گذاشتم که هچکسو تو دنیا
قد تو دوست نداشتم نداشتم نداشتم


واست پیغوم گذاشتم که هچکسو تو دنیا
قد تو دوست نداشتم نداشتم نداشتم

رو کفه خیسه جوبا رو پردهء غروبا
روی درای باغا روی پر کلاغا

مسافرا میدونن همه زائرا میدونن
اونائی که تو غارن خبر این عشق و دارن

 


حتی پریه دریاها شاهزاده های رویاها
سنگ صبورم میدونه قلعهء نورم میدونه

 


پرنده های آسمون فرهاد کوه بیستون
واست پیغوم گذاشتم که هچکسو تو دنیا


قد تو دوست نداشتم نداشتم نداشتم
واست پیغوم گذاشتم که هچکسو تو دنیا
قد تو دوست نداشتم نداشتم نداشتم

سربونای صحرا ها ماهیگیرای دریاها
پروانه های باغچه ها عروسکای طاغچه ها

 


کفتره جلد گنبده دوره دوره دورم میدونه
کفتره جلد گنبده دوره دوره دورم میدونه

 


روی پلاکه خونه ها رو سردر میخونه ها
رو برگ تازهء گلا به روی بال بلبلا

 


پشت تموم شیشه ها تو جنگلا و بیشه ها
رو قلب سنگی کوها رو پیشونیه آهوها

 


واست پیغوم گذاشتم که هچکسو تو دنیا
قد تو دوست نداشتم نداشتم نداشتم


واست پیغوم گذاشتم که هچکسو تو دنیا
قد تو دوست نداشتم نداشتم نداشتم

 

مسعود فرد منش

برچسب ها : ,

موضوع : حکایت, | بازديد : 613