تبلیغات اینترنتیclose
همون که فکر نمیکردیم نموندش(مسعود فرد منش)
پیچک ( مسعود فرد منش)
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 16 آبان 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

تو که رفتی

 

همون که فکر نمیکردیم نموندش
دیدی رفت و دل ما را سوزوندش


دیدی عشقی نبود در تار و پودش
دیدی گفت عاشقه عاشق نبودش

امشب همه جا حرف از آسمون و مهتابه
تموم خونه ها بیدار این خونه فقط خوابه

 


تو که رفتی تو که رفتی هوای خونه تب داره
داره از در و دیوارش غم عشق تو میباره

 


دارم میمییرم از بس غصه خوردم
بیا برگرد تا از عشقت نمردم


دارم میمییرم از بس غصه خوردم
بیا برگرد تا از عشقت نمردم

همون که فکر نمیکردیم نموندش
دیدی رفت و دل ما را سوزوندش

حیاط خونه دلگیره درختا همه خاموشن
به جای کفتر و گنجشک کلاغای سیاه پوشن

 


چراغ خونه خوابیده توی دنیای خاموشی
دیگه ساعت رو طاغچه شده کارش فراموشی

 


شده کارش فراموشی


تو که رفتی تو که رفتی هوای خونه تب داره
داره از در و دیوارش غم عشق تو میباره

دیگه بارون نمیباره اگرچه ابر بسیاره
تو که نیستی تو این خونه دیگه آشفته بازاره

 


تموم گُلا خشکیدن مثل خاره بیابونا
دیگه از رنگ و رو رفته کوچه و خیابونا

 


امید و شوق و دلگرمی همه رفته از این خونه
بی تو زندگی سخته اما مردن چه آسونه

 


اما مردن چه آسونه


تو که رفتی تو که رفتی هوای خونه تب داره
داره از در و دیوارش غم عشق تو میباره

حیاط خونه دلگیر و درختا همه خاموشن
به جای کفتر و گنجشک کلاغای سیاه پوشن

 


چراغ خونه خوابیده توی دنیای خاموشی
دیگه ساعت رو طاغچه شده کارش فراموشی

 


تو که رفتی تو که رفتی هوای خونه تب داره
داره از در و دیوارش غم عشق تو میباره

 

 

مسعود فرد منش

برچسب ها : ,

موضوع : دیگر آثار, | بازديد : 471