تبلیغات اینترنتیclose
من و تو با هم (مسعود فرد منش)
پیچک ( مسعود فرد منش)
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 16 آبان 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

من و تو با هم
 

**
من و تو با هم
ما ی تاریخیم
نبض فریادیم
سقف والای
مرز آزادیم


**

ما ستون های سخت بنیادیم
گندم سبز دشت آبادیم

 
**

من و تو با هم
از بهارانیم
ابر و بارانیم
جنگل سبز
سرو دارانیم


**

در تن گلها
نطفه ی عطریم
نقطه ی عطفیم

**

با هم
نور خورشیدیم
صبح امیدیم
بی هم
شب تاریکیم
راه باریکیم
که به پرتگاه ئ
سخت نابودی
بس چه نزدیکیم


**

من و تو با هم
مثل یک کوهیم
سرنشینان کشتی نوحیم
من و تو بی هم
تن بی روحیم


**

من و تو بی هم آنقدر هیچیم
آنقدر خالی
نه به دل قیلی
نه به سر قالی
زخمی دست باد پائیزیم
از غم و از درد، هر دو لبریزیم


**

من و تو با هم
بدتر از اینها
گر زمین افتیم
باز برخیزیم


**

من و تو بی هم
گر چه موجودیم
گر زمین افتیم
هر دو نابودیم
لیک ما با هم
هر دو پا بر جا
هر دو در سودیم


**

بشکن این جام پوچ پایان را
چشم خود باز کن
دفتر عشق را زین پس آغاز کن
پا اگر بسته
آسمان باز است
قصد پرواز است 
    
 

مسعود فرد منش 
  

برچسب ها : ,

موضوع : برگ زردی در بهار 2, | بازديد : 356