تبلیغات اینترنتیclose
ما ز فردا نگرانیم (مسعود فرد منش)
پیچک ( مسعود فرد منش)
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 16 آبان 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

ما ز فردا نگرانیم
 

**
ما ز فردا نگرانیم
که فردا چه کنیم
زیر این بار گرانیم
که جان را چه کنیم
تو ز من ثانیه هایی
که نه از آن من است میخواهی
آتشی را که
نه در جان من است میخواهی
**

روزگار ، روز مرا پیش فروشی کرده
دل بیدار مرا پیر خموشی کرده
هیچ در دست ندارم که به تو عرضه کنم
چه کنم نیست هوایی که دلی تازه کنم
**

قصد من نیت آزار نبود
جنس من در خور بازار نبود
جنسم از خاک و دلم خاکی تر
روح من از تو ز من شاکی تر
جنسم از رنگ طلا بود و نه از

 جنس طلا دل گرفتار بلا بود و سزاوار بلا

 

مسعود فرد منش

برچسب ها : ,

موضوع : برگ زردی در بهار 2, | بازديد : 367